سيد محمد كمره اى
165
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
آمدم به دربار . مرآت الممالك را ديده ، فرستاد دوسيه معاون همايون را آوردند ، ديدم . از قرار انفصال ثانى او كه بقاء الدوله منفصلش كرده ، مغرضانه منفصلش نموده . اما از قرار انفصال سابقش كه يكى از بلچيكىها نموده گويا محق بوده كه يكهزار و سيصد و هفتاد تومان تقلّبات او كشف شده . از اين جهت . بعد بينش آمده ، شرحى او از سوءسابقه دوسيه معاون همايون نقل كرد ، اما چون او بد از معاون همايون مىگفت و بقاء الدوله هم او را منفصل كرده بود بنده هردو را قابلتوجه نمىدانم . اما از جهات ديگر ممكن است كه سوءسابقه داشته باشد . انقلاب در قزوين بعد از مرآت پرسيدم كه شنيدهام شما رئيس تشخيص عايدات شدهايد ؟ گفت مذاكره كابينه سابق در اين باب از تصميم به قطع رسيده بود اما من با محظورات كه دولت نتواند رفع نمايد قبول نمىكنم و كابينه جديد هم معلوم نيست شرايط مرا قبول نمايد . بعد بيرون آمده مقارن غروب به مغازه خلخالى آمده صحبت انقلاب قزوين كه رئيس نظميه را دو سه روز قبل كشته بودند ، يمين خاقان هم با دو سه نفر ديگر همين قسم . حال شنيده مىشود چند نفر از دمكراتها را گرفتهاند و اسباب فرار آنها به واسطه آمدن قدرى اتومبيل انگليسىها به سلطانآباد قزوين وارد شده ، آقا شيخ محمد على قزوينى هم اظهار وحشت از پيشآمد آنجا مىنمود . توصيهء بينش بعد ساعت دو از شب از مغازه بيرون آمده و بهسمت خانه آمده ساعت سه و نيم از شب به منزل رسيده شام نان و پنير و سبزى و آش خورده ، آدم وزارت ماليه كاغذى به اسم اينكه بنان السلطان فرستاده رساند ، باز كردم ديدم بينش توصيه به من نمود كه طرفدارى از معاون همايون به واسطه اينكه دمكراتهاى سوء بروجرد مرا واسطه قرار دادند نكنم و مثل عضو صالح آقاى بنان السلطان كه مأمور ماليه بروجرد شده بلامعارض بگذارم . خيلى تعجب نمودم كه بينش بنده را نصيحت و از من مسئلت مىنمايد كه گول نخورم و كمك از اعضاء بد نكنم و معتقد به عضو صالح فعال مثل بنان السلطان بشوم ؛ ياللعجب از اين اندازه